أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
393
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
فراوانى نقدينگى در ميان چراكسه بيشتر مىشد ، چنان كه علاقهء آنان به بخشش و كمك به فقرا ، وضعيت را عوض مىكرد ، به طورى كه بسيارى از كسانى كه به نوعى به فرماندهان چركسى مربوط بودند ، از خيرات و بخششهاى آنان استفاده مىكردند . در اين دوره ، مراسمى كه در قصرهاى مكه برگزار مىشد ، در مقايسه با آنچه از دورهء فاطمى و ايوبى بود ، بيشتر شده بود . اگر وصف جشنها و مراسمى كه در استقبال از آنان برگزار مىشد مطالعه شود ، دامنهء شكوه و ابهتى كه در اين قبيل مراسمها بود به دست مىآيد . قطبى در كتاب الإعلام خود مىگويد : وقتى يكى از امرا به مكه مىرسيد ، ابتدا شبانه براى انجام اعمال وارد مكه مىشد . آنگاه صبح روز بعد مراسم استقبال و جشن بزرگ آغاز شده ، موكب او به مسجد الاحرام مىرفت و در آنجا مردم و خادمان حرم از وى استقبال مىكردند . او به طواف مىپرداخت و همان لحظه يكى از مؤذّنان روى قبّهء زمزم « مقام شافعى » شروع به خواندن دعا براى او مىكرد . اين وضعيت ادامه داشت تا طواف او تمام شود . زمانى كه نماز طواف را مىخواند با موكب خود ، در حالى كه رويش به كعبه بود ، در سايهء ديوار زمزم مىايستاد . آنگاه شخصى فرمان مربوط به او را بلند مىخواند . اين مربوط به وقتى بود كه آن شخص براى منصبى به مكه فرستاده شده باشد . سپس موكب او به سمت صفا مىرفت و امير در حالى كه سوار بر اسب با عرّابه خود بود ، در كوچهها و خيابانهاى شهر مكه مىگشت - و بسا با اين مرور ، او خود را به مردم مىشناساند و يا ولايت خويش را به آنان اعلام مىكرد - سپس به قصر خويش مىرفت تا از كسانى كه به تهنيت مىآمدند ، استقبال كند . وضعيت علمى خاندانهاى علمى مكه ، همچنان بسان روزگار فاطمى و ايوبى در مكه زندگى كرده ، كار نشر علم را در جلسات درس عمومى در مسجد الحرام و در مكانهاى ويژه بر عهده داشتند . شمار طلاب آنان در اين دوره بسيار فراوان گرديده ، حلقههاى تدريس هم از آنچه بود بيشتر شده بود . به همان قياس ، شمار زيادى هم از مجاوران ، كسانى كه مكه را